محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
725
خلد برين ( فارسى )
وادى فرار نهادند و چون گذار فراريان به ناچار از كنار صفوف غازيان شيرشكار بود كه از دنبال صفوف روميان ، دامن زن شعلهء گير و دار بودند محمد پاشا و مراد پاشا بيگلربيگيان ديار بكر و قرامان اسير كمند اقتدار لشكر ظفر شعار گرديدند و بنا بر آن كه محمد - پاشا بيگلربيگى ديار بكر ، زخم گران يافته روى از معركه تافته بود و احتمال زيستن نداشت غازيان سرش را از تن جدا كرده سركردهء ساير سرها كه در آن معركه از تن جدا شده بود گردانيدند و به اتفاق مراد پاشا بيگلربيگى ديار قرامان كه به كمند جرأت على خان بيك شمس الدينلو گرفتار شده بود و گروهى انبوه از ساير امراء به نظر كيميا اثر شاهزادهء بلند اختر رسانيدند . القصه در اين معركه نيز بسيارى از روميان در اثناى ستيز و آويز و به هنگام گريز سر در سر كار خودسرى كرده از مركب زندگانى پياده گرديدند و يكهتازان معركهء فتح و ظفر ، فراريان را تا معسكر عثمان پاشا كه در چرنداب اقامت داشتند تعاقب نموده چند تن از روميان را در ميان خيام ايشان گرفته به موكب همايون رسانيدند . بعد از وقوع اين فتح نامدار ، شب تار در ميان غازيان نصرت - شعار و ارباب فرار ، حايل گرديده امراى نامدار و عساكر فيروزى - آثار در ركاب همايون شاهزادهء كامكار از معركهء كارزار به كنار آمدند و روز ديگر شاهزادهء و الا گهر به ديدن سرها و اخترمهها و رسيدن به جرأت و مردانگى هر يك از بهادران معركهء فتح و ظفر توجه نموده مراد پاشا را با دو سه نفر ديگر به اردوى اعلى روانه فرمود و جماعت مذكوره به فرمان خاقان عليين آشيان در قلعهء قهقهه محبوس گرديدند . القصه روميان از جرأت و جلادت شاهزادهء عالم و عالميان انگشت تعجب به دندان به پشتگرمى كثرت و ازدحامى كه داشتند از يك طرف به ساختن قلعه قيام نموده از طرف ديگر رايت محاربه و مقاتله مىافراشتند . و بعد از سه چهار روز كه موكب گيتىفروز در